در تمام عمرم چنین صحنه ای را ندیدم

در تمام عمرم چنین صحنه ای را ندیدم...

از 1404/01/25 تا 1404/01/25

FROM 14 Apr 2025TO 14 Apr 2025

زمان مطالعه :‌ 3 دقیقه تعداد بازدیدکنندگان :‌0

محدثه میرجلیلی, [14.04.25 20:06] در آیین اختتامیه بیست و ششمین جشنواره بین المللی قصه گویی ایران که شب گذشته 30 بهمن 1403 در چهارمین روز برگزاری آن به میزبانی پایتخت قصه گویی ایران، یزد، برگزار شد؛ صحنه های زیبایی رقم خورد و عمو قناد هم پس از چندماه دوری از فضای رسانه به اختتامیه جشنواره آمده بود و خاطره ها زنده شد.

سخنرانان از جمله آیت الله سیدحسن عاملی نماینده ولی فقیه در اردبیل، فرهاد فلاح رئیس جشنواره، افشین علا، معاون سیاسی امنیتی استاندار یزد و علامتی مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور یکی پس از دیگری در جایگاه حضور یافتند و از همه شرکت کنندگان در این جشنواره و برگزار کنندگان تجلیل کردند و تشویق حضار مرتب تکرار می شد و فضای شادی به مراسم بخشیده بود.

تفاوت نوبت عصر و شب جشنواره در این است که دانش آموزان دختر و پسر در ساعت مدرسه با لباسهای یکرنگ همه سالن را پر می کنند ولی نوبت عصر و شب همه اقشار به خصوص والدین همراه با فرزندان به چشم می خورند و از معلم های صبح خبری نیست تا مدام بچه ها را به سکوت دعوت کنند و هیس هیس بگویند.

عده ای پشت در سالن برگزاری منتظر ورود مانده بودند یا حتی ایستاده از اول تا آخر برنامه ها را تماشا می کردند.

برگزیدگان بخش های مختلف جشنواره یکی پس از دیگری معرفی می شدند و برندگان چه یزدی و چه غیر یزدی برای مردم یزد حاضر در مراسم برای همشهریان خود و دیگراستان ها یکسان کف می زدند و تشویق می کردند و این باعث شده بود تا مجری پشت تریبون بیان کند و آن را نشانه نجابت مردم یزد و مهمان نوازی آنان توصیف کند.

هر گاه نام استانی به عنوان برنده اعلام می شد قصه گوهای آن استان بلند می شدند و همشهری خود را تا رفت و برگشت به جایگاه تشویق می کردند. برخی برندگان با لباس های قصه گویی و چند نفرهم با چادرهای گل گلی نوستالژی برای دریافت جایزه خود به جایگاه می رفتند. برنده ها چند ثانیه ای را برای عکس یادگاری توقف می کردند و به سمت جمعیت برمی گشتند. لوح تقدیر، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به برندگان اهدا می شد.

تعداد تجلیل ها زیاد بود و هربار در بین سخنرانی ها تعدادی از مسئولین برای اهدای جوایز به جایگاه دعوت می شدند و برندگان هر بخش در دو رده سنی ۱۲تا۱۷سال و ۱۷سال به بالا و بزرگسال برای دریافت جایزه خود به جایگاه فراخواتده می شدند.

بخش های مختلف جشنواره را سنتی کلاسیک، مدرن و نوآورانه، آیینی سنتی، قصه‌گویی منظوم، قصه‌گویی دینی، قصه‌گویی علمی، قصه‌گویی پیشرفت و قهرمانان قصه‌گویان، قصه‌گویی با زبان اشاره و قصه‌گویی ایثار و مقاومت تشکیل می داد.

خانم ساره قصیر داور پرکار این جشنواره هم با لباس قصه گویی روی صحنه رفت و برای اولین بار در طول دوران قصه گویی خود، قصه اش را با عنوان « مردی که دوست نداشت بمیرد» به زبان فارسی روایت کرد.

در لابلای برنامه از یکی از خبرنگاران جشنواره که در دوره قبل و امسال فعالیت داشت از سوی معاونت سیاسی امنیتی استاندار یزد و با حضور مدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تجلیل شد.

گروه نوازندگی «نهفت»به سرپرستی سروش حسینی نیز پشت پرده جایگاه خود را برای نواختن موزیک های نوستالژی «شب بخیر کوچولو» و «یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود» یا همان آقای حکایتی را آماده می کردند تا همزمان با تجلیل از مریم نشیبا در بیست و ششمین جشنواره بین المللی قصه گویی برنامه خود را اجرا کنند و خاطره ای زیبا برای کودکان و خانواده های شرکت کننده و نیز همه قصه گوها رقم بزنند. دریافتم اگر کسی یک عمر زحمتی برای مردم این مرز و بوم به خصوص کودکان کشیده است در یادها و خاطره ها ماندگار است.

وقتی خانم دارابی مجری توانمند کشوری و این دوره از جشنواره از خانم نشیبا نام برد، جمعیت بلافاصله از جا برخاستند و مادربزرگ قصه گویی ایران را تا جایگاه تشویق کردند.

مریم نشیبا وقتی لوح تقدیر خود را دریافت کرد از مردم تشکر کرد و به سمت گروه موسیقی رفت و به خاطر نواختن موزیک های فاخر که یادآور قصه گویی بود تشکر و قدردانی کرد.

یک دختربچه هم که گویا از حضور خانم نشیبا در یزد مطلع شده بود برایش دسته گلی آورده بود و اصرار داشت تا آن را به مادربزرگ بدهد. دخترک به جایگاه آمد و خانم نشیبا را بوسید و در پایان این تجلیل، حاضران در جایگاه و کودک یزدی عکس یادگاری گرفتند.

خانم نشیبا پشت تریبون مجری رفت و با همان صدای دلنشین و آرامشبخش خود ابتدا با حالتی شگفت زده گفت: «چی بگیم بهتون!چیکارکردین با من!»

بعد ادامه داد: « به نام نقاش بال پروانه ها و سلام به روی ماهتون! من را نواختید و امیدوارم خدای مهربون شما را بنوازد. من از همه شما سپاسگزارم؛ اگر قرار نبود شما به قصه گوش دهید، مریم نشیبا جایگاهی نداشت. افتخار من شما هستید و مدیون شما هستم. امیدوارم خیر عزیزانتان را ببینید و پیوسته در پناه خدای مهربان باشید.»

خانم نشیبا با یادآوری خاطرات راه اندازی بخش «شب بخیر کوچولو» در رادیو با انتخاب وی برای این برنامه از سوی صاعد باقری و نیز تلاش های افشین علا شاعر پیشکسوت ایران تشکر کرد و افزود: « امروز در یزد پسرها و بچه ها وقتی من را می دیدند از خوشحالی گریه می کردند.واقعا در تمام عمرم چنین صحنه ای را ندیدم.»

در پایان، برگزار کنندگان و قصه گویان عکس یادگاری گرفتند و پس از اعلام پایان برنامه کودکان، نوجوانان و خانواده ها به سمت جایگاه رفتند تا با عمو قناد و خانم نشیما عکس یادگاری بگیرند.

به پایان امد این قصه، حکایت همچنان باقی است...